السيد علي الحسيني الميلاني

404

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)

مطلق بود . پس اطاعت و عدم اطاعت در مورد شرب خمر جمع مىشود ، و اين تناقض است . اين مطلب پرواضح است . از اين روست كه فخر رازى اقرار مىكند كه اين آيه بر عصمت اولى الأمر دلالت دارد . اما در شناخت « اولى الأمر » مىماند كه چه كسانى هستند ؟ آيا مىتواند عصمت ابى بكر را ادّعا كند ؟ نه ؛ چرا كه حتى ابن تيميه نيز به عدم عصمت ابوبكر ، عمر ، عثمان ، معاويه و . . . تصريح دارد . بنابراين ناگزيرند بگويند كه مراد از « اولى الأمر » ائمّه اطهار عليهم السلام هستند . به اين مطلب هم نمىخواهند اعتراف كنند ، لذا در محذور واقع مىشوند و مىگويند : مقصود از اولى الأمر ، امّت است ( ! ! ) « 1 » اين مطلب خنده‌آور است كه از خدا ، پيامبر و امّت اطاعت كنيد ؛ چرا كه امّت معصوم است . چون نمىخواهند حق را بگويند و از سوى ديگر نمىتوانند منكر حق بشوند ، به دست و پا مىافتند . آن گاه فخر رازى مىگويد : پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله تضمين كرده است كه امّت بر ضلالت اجتماع نكند و فرموده است : لا تجتمع امّتي على الضلالة . « 2 » فخر رازى در ادامه به ديدگاه شيعه در اين زمينه اشاره مىكند و در مقام ردّ آن مىگويد : حمل الآية على الأئمّة المعصومين على ما تقوله الروافض ففي غاية البعد لوجوه : أحدها ما ذكرناه أنّ طاعتهم مشروطة بمعرفتهم وقدرة

--> ( 1 ) . ر . ك : تفسير رازى : 10 / 144 ( 2 ) . همان : 14 / 19